توضیحات

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

  مقاله اعتماد به نفس دارای 47 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اعتماد به نفس  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ,دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله اعتماد به نفس,به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اعتماد به نفس :

اعتماد به نفس

ذهن آدمی مانند ساعتی است که مدام از کار می ایستد
ذهن را باید با اندیشه های وب کوک کرد
( اسقف فانتون یشن )

1- اعتماد به نفس اساس تمام موفقیتها و کامیابی های بزرگ است .
2- افراد معمولی امید و آرزو دارند ولی افراد جسور و خود ساخته , هدف و برنامه .
3- آرزوهای بزرگ در سر بپروران تنها آرزهای بزرگ هستند که قدرت دارتد تو را به فکر کردن و الهام گرفتن و ادارند .
4- افرادی که اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند آنها تنها خودشان را با بهترین افرادی که می توانند باشد مقایسه می کننند .

1- رفتار و نگرش مثبت نسبت به خودتان یکی از روش های بزرگ ایجاد اعتماد به نفس است .
2- لازم نیست با آن چه که هستی فرق داشته باشی فقط لازم است بیشتر از شخصی اشی که قبلاً بوده ای .

1- اعتماد به نفس در بیرون با زندگی صادقانه در درون آغاز می شود .
2- طوری زندگی کن که احترام افرادی را که محترم می شماری به دست آوری وحفظ کنی .
3- پای بندی و تعهد به یک هدف واحد بینان گذار اعتماد به نفس شماست .

برای برداشتن اعتماد به نفس بالا لازم است که همیشه زندگی کردن با ارزش بالاتر رابه ارزش پایین ترجیح دهی

مقدمه
اعتماد به نفس با احساس ارزشمند بودن احساسی شکننده و قابل نوسان است که از یک روزبه روز دیگر در تغییراست . از خلال دهها سال مطالعات روانشناسی در می یابیم که اعتماد به نفس با درس گرفتن از اشتباها و تکیه بر نقاط قوت شکل می گیرد .
نکته در خور توجه اینکه می توان اعتماد به نفس خود را تقویت کرد و از آن در راه پیشرفت استفاده کرد .
در واقع (اعتماد به نفس ) قانون طلایی روانشناسی برای غلبهبر انواع مشکلات و دستیابی به پیشرفت و بهرورزی در زندگی است .
اعتماد به نفس چیزی فراتر از یک مؤلفه یا خصیصه شخصیت و وجود آدمی است . عنصری غالب که در هر فکر ,آرزو, خیال یا رفتاری جلوه گر می شود و نوع ارتباط ما را با اشخاص و دنیای پیرامون شکل می دهد .
کودکان و حتی همه ی آنهایی که اعتماد به نفس ندارند از معاشرت با دیگران پرهیز می کنند و گمان دارند در این زمینه دچار ضرر و زیان خواهند شد . وقتی هم معاشرتی دست دهد جرأت و اعتمادی ندارند تا استقلال رأی و نظر خود را حفظ کنند , روحیه متزلزل شان آنها را وادار به تبعیت و تسلیم در برابر دیگران خواهند کرد , امری که معلوم نیست همیشه به سود آنان باشد .

این افراد دوست ندارند در میان جمع حاضر شوند از آن جهت که مبادا نقاط ضعف شان علنی گردد و بی اهمیتی شان بر ملا و آشکار گردد . به دیگران بی اعتمادند و به صداقت و صفای هیچکس اعتماد ندارند . ز مورد سئوال قرار گرفتن می گریزند , مزاحم والدینند , در همه کارها به آنان مراجعه می کنند , استقلال رأی و رفتار ندارند ؛ می خواهند دیگران روع کنند و آنها دنباله رو باشند , جرأتشان مرده و پیشروی شان ملاحضه کارانه و کند است .

مبحث ” اعتماد به نفس “یکی از مباحث پیچیده است که در رابطه با انسان ها می توان در مورد آن سخنان بسیاری گفت .
اعتماد به نفس یعنی این که شما احساسات , عقاید و افکار خود را باور داشته باشید و بتوانید بدون نگرانی از عدم موفقیت با تحقیقر و سرزنش دیگران , آنها را بیان کنید یا به مرحله اجرا درآورید .

از آن جا که ما انسانها , موجوداتی اجتماعی هستیم , برقراری ارتباط نیازی ضروری در زندگی ما به شمار می رود ؛ اما گاه پاره ای از اندیشه های نادرست که در جان ما ریشه دواتده و اعتماد به نفس ما را پایین آورده است , مانع ورود فعالانه ی ما به عرصه ی اجتماع می گردد . به عنوان مثال اگر شما فکر می کنید کع تنها درصورتی ارزشمندید که هیچ اشتباهی نداشته باید و هیچ کسی را ناراحت نکرده باشید , خواه ناخواه از بیم آن که مورد انتقاد دیگران قرار بگیرید , از درگیر شدن با مسائل اجتماعی پرهیز خواهید کرد .

هیچ از یک ما نمی باید خود را صرفاً در ارتباط با دیگران تعریف کند . کسانی که فقط وقتی دیگران از آنان تمجید کنند , نسبت به خود احساس مثبت پیدا می کنند و در غیر این صورت دچار غم و یأس می شوند , بی تردید اعتماد به نفس قابل قبولی ندارند . در این افراد حتی نشانه های برجسته ی اعتمادبه نفس از جمله : روابط اجتماعی گسترده , پر حرفی , توان خیره شدن در چشمان مخاطب , بلند کردن صدا و مواردی از این دست نیز تنها پرده هایی برای پوشاندن نقاط ضعف , هستند . این گروه همیشه باحالتی حق به جانب , دیگران را بی فرهنگ , ضعیف و کم ارزش قلمداد می کنند .

کمبود اعتماد به نفس , علاوه بر مشکلاتی که در روابط اجتماعی ما فراهم می آورد , به بسیاری از آسیب های شخصی , روانی وعصبی , از جمله : اظطراب , افسردگی و ;.. نیز دامن می زند .
اعتماد به نفس دیدگاهی است که به فرد اجازه میدهد تا از خود تصویری مثبت و واقعی داشته باشند . افاد با اعتماد به نفس به تواناییهایشان اعتماد میکنند , به طور کلی حس میکنند که برزندگیشان کنترل داند , و باور دارند که در یک طیف منطقی قادر به انجام کارهایی که میخواهند و برنامه ریزی میکنند هستند . داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که فرد قادر به انجام همه کاری هست . افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرایانه دارند . حتی وقتی که بعضی از انتظارات واقع گرایانه دارند . حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمیشود دیدگاه مثبتشان را حفظ میکنند و خودشان را قبول دارند .

آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند . آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند . معمولا انتظار موفق شدن ندارند . معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند . بر خلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند . آنها خودشان را میپذیرندو این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند

 

اعتماد به نفس , نحوه نگرش شما به خودتان است . اعتماد به نفس پذیرش نقاط قوت و ضعف خود است . خود را آنطور که هستید , بپذیرید .

پیشگفتار
در روی امواج تیره
خورشید را به چنگ بیاورید ! ننالید
زندگی دریایی پر طوفانی است که در هر جایی ممکن است با امواج آن روبرو شد .
امواج را بشکافید و عبور کنید .
ویلر
برخورداری از خصیصه ( اعتماد به نفس ) زمینه بروز خلاقیت ها و ظرفیت های درونی نسل جوان را فراهم می نماید , زیرا توانایی های ذاتی در شرایطی به ظهور می رسند که فرد اولین گام را در این راه که همان خودباوری است . بردارد و در نتیجه هم نسل جوان به خود شکوفایی دست می یابند و هم بر مجموع دستاوردهای عملی و پژوهشی جهان معاصر می افزایند .

تفهیم اعتماد جوانان به دیران , نیز از جمله موارد ارزشمندی است که در پرتو اعتماد به نفس این نسل تحقق می یابد . علت آن را باید در خوش بینی و مثبت نگری این وعده از جوانان , جستجو نمود . آنان که به دیگران اعتماد می کنند , برای روابط علت آن را باید در خوش بینی و مثبت نگری این وعده از جوانان , جستجو نمود . آنان که به دیگران اعتماد می کنند , برای روابط سالم و منطقی خود با افراد , نقطه شروع خوبی یافته اند و دیگران را بر می انگیزند تا متقابلاً حس اعتماد خود را به جوانان اثبات نمایند .

خصیصه اعتماد به نفس در انسان ها را می توان به سه دسته تقسیم کرد :
دسته اول – انسان هایی که از اعتماد به نفس بالایی بر خوردارند هستند .
دسته دوم – انسان هایی که اعتماد به نفسی در حد متوسط داند .
دسته سوم – انسان هایی که اعتماد به نفس پایینی دارند .

افرادی که شامل دسته اول می شوند , مسلماً زندگی راحت و خوبی دارند و به آسانی از سد مشکلاتشان می گذرند . کسانی که در دسته ی دوم قرار دارند . تا حدی خودشان می توانند با مسایل و گرفتاری هایشان کنار آیند و با آن ها دست و پنجه نرم کنند تا بتوانند بر آنها غالب و پیروز شوند .
بنابراین ما با این دو دسته کاری نداریم

و اما اشخاص دسته سوم که مسلماً در بعضی از مراحل زندگی دچار مشکل می شوند و نمی توانندبه راحتی از پس آن مشکل بر آیند و موانع ناشی از آن را برطرف سازند  
اعتماد به نفس چیست ؟
اعتماد به نفس چگونگی نگرش و قضاوت شما درباره خودتان است . این عبارت ارزشها و اعتقادات و باز خوردهای شما شکل توصیف می کند . گرچه ارتباطات و تجارب به ارزشها و بازخوردهای شما شکل میدهد اما در نهایت همه چیز وابسته به نظر خودتان است . اعتماد به نفس ارزشی را که به خود میدهید بیان می کند . آن هنگامی از از اعتماد به نفس قابل قبولی برخوردارید که خودتان را آنطور که هستید بپذیرید . داشتن اعتماد به نفس ضعیف همان احساسی است که باعث میشود بخواههید فرد دیگری باشید .

غرض از اعتماد به نفس , وجود قدرت و اتکایی مستقل در نفس است که در سایه آن , آدمی بدون چشم داشت کمک و مدد دیگران کاری را آغاز کرده و می کوشد آن را به فرجام برساند .

ذکر این نکته ضروری است که داشتن اعتماد به نفس , با ادعای استقلال کردن و بریدن از اتکای به خدای بزرگ فرق دارد . غرض این نیست که آدمی از خدا ببرد بلکه مقصود این است که انسان در رابطه با وظیفه ای که خدا برایش معین کرده است با قوت قلب و با بهره گیری از لیاقت و مهارت و استعدادش به پیش رود و به گدایی و در یوزگی دیگران نیفتد واز آنها نخواهد که کار او را انجام دهند ؛ یا در رابطه با مشکل , راه عجز و لابه در پیش نگیرد و به این و آن متوسل نشود ؛ تنها به قدرت و عملکرد خود, آن هم تحت ضوابط و فرامین الهی تکیه کند .

ما به خدا اعتقاد و اتکا داریم , می دانیمدر گرفتاری ها و مشکلات و در انجام وظیفه , او یاریگر ماست . ولی انتظار نداریم که خداوند به جای ما آشپزی و معماری کند , و یا برای ما کارخانه و کشاورزی راه بیندازد . در انجام دادن این وظایف باید قائم به نفسبود و به توان واراده خود کار کرد و به پیش رفت .
براین اساس می خواهیم با پرورش اعتماد به نفس , در افراد قدرت و توانی پدید آوریم که شخصاً به کار خویش قیام کنند بدون این که خود را از خدا بی نیاز بدانند . سعی بر این است که فرد حسابش را از مردم جدا کند و به همت خود متکی باشد و از قدرت و ارداه خود استفاده کند نه از توان دیگران .

1-1- اعتماد به نفس چیست ؟
اعتماد به نفس , عبارت است از احساس اطمینان نسبت به خود , اعتماد به نفس یک فرد به نحوه ی احساس او درباره ی (( من ))خویش بستگی دارد . شما در مورد خودتان چگونه فکر می کنید ؟ آیا نظر مساعدی نسبت به خودتان دارید و به خودتان احترام می گذارید ؟ اگر پاسخ شما به سوالات اخیر مثبت باشد , در این صورت می توان گفت که شما از یک من قوی و ایده آل , برخوردار هستید , اما اگر شما نظر مساعدی نسبت به خودتان نداشته باشید و برای خودتان احترام قایل نشوید , می توان گفت که شما دارای من ضعیفی هستید . مع الوصف , باید گفت که نظر فرد نسبت به خودش در موقعیتهای مختلف زندگی یکسان نیست و ممکن است او در یک موقعیت خودش را خوب و قوی بپندارد , ولی در موقعیت دیگری خود پنداری ضعیفی داشته باشد .

اما چیزی که تاسف آور است , این است که اغلب ما , معمولاً بیشتر به جنبه های ضعیف خودمان اهمیت می دهیم و تمام توجه مان را برروی نکته ضعف خودمان اهمیت می دهیم و تمام توجه مان را بر روی نکته ضعف هایمان متمرکز می کنیم نه بر روی امتیازاتمان , پس چاره کار چیست ؟ نخستین قدم شما برای تقویت و بالا بردن اعتماد به نفستان , درک و فهم این حقیقت باید باشد که اعتماد به نفس , در واقع همان نظر و عقیده ای است که شما راجع به خودتان دارید . آگاهی از این امر منجر به این خواهد شد که در تقویت اعتماد به نفستان در مسیر صحیحی گام بردارید . در مرحله ی بعدی , باید ز خودتان بپرسید که چرا در برخی از جنبه های زندگی دارای اعتماد به نفس کافی نیستند ؟ یک دلیل آن , شاید مورد مقایسه قرار دادن خودتان با افراد دیگر باشد .

به این ترتیب , اگر در این مقایسه شما خودتان را کمتر از دیگران بدانید , مسلماً خود پنداریتان رو به نقصان خواهد نهاد . به طور کلی , هنگامی که شما خودتان را به فرد دیگری مقایسه می کنید , این فرد , چه یک هنرمند باشد , و چه یک ورزشکار , یک وکیل , یک پزشک , یک تاجر , و یک دانشجو , اگر آن فرد را در برخی خصوصیت ها بهتر از خودتان بدانید , خود پنداری شما تضعیف خواهد گشت . اما , جهت مقابله با این وضعیت و جهت این که خود پنداری صحیح و

مناسبی از خود داشته بشید بهرین شیه نگریستن به سایر افراد , داشتن یک نگرش کلی است – نگرشی که در آن , همه ی اساها با هم برابر در ر گره می شوند .

شما با یک اسب برابر نیستید , زیرا یک اسب بسیار قوی تر از شماست . , اما شما در مورد قدرت خودتان نسبت به آن اسب , هیچ نقصی در خودتان احساس نمی کنید . سرعت یک سگ بسیار سریع تر و هیکل یک فیل , بسیار تن.مند تر از شماست اما شما در این گونه موارد نیز هیچگونه کمبودی در خودتان احساس نخواهید کرد , زیرا این حیوانات خارج از دایره ی تعمیم شما به عوایک اسا قرار دارند . برخی از ما , افراد دیگر را داری خصلت هایی می بینیم که خود فاقد آن ها هستیم و لذا در خودمان احساس کمبود می کنیم . این احساس کمبود و عدم کفایت – حتی اگر در مورد یک جنبه ی جزئی و کوچک باشد – سریعاً در سرتاسر وجود و در کلیت خود پنداری ما , گسترش می یابد . ولی اگر ما همه ی مردم را به چشم یک انسان بنگریم , در آن صورت , دیگر همه کس با هم برابر خواهند بود . بلند و کوتاه , ثروتمند و فقیر , دانا و نادان , چاق و لاغر و ;; همگی بی معنا هستند .

ما به عنوان یک انسان همگی یکی هستیم و تفاوت و رقابتی بین ما وجود ندارد . بنابراین , از آن جا که رقابت بین انسانها بی معناست , ما نه می توانیم موقعیت خودمان را به عنوان یک انسان بالاتر ببریم و نه می توانیم آن را پایین تر آوریم . ما همیشه یک انسان بوده ایم , هستیم و خواهیم بود و این یک واقعیت انکار پذیر است . اگر ما دیگران را به عنوان یک انسان بنگریم , متوجه خواهیم شد که هر انسانی در روی زمین , توانایی انجام کارهایی را دارد که ما نداریم . از طرف دیگر , ما هم می توانیم کارهایی انجام دهیم که دیگران نمی توانند , اما این امتیازات , ما را از دیگران کوچک تر یا بزرگ تر نمی سازد , بلکه فقط باعث تفاوت هایی بین ما و دیگران در برخی از زمینه های خاص زندگی می گردد .

بنابراین , اگر کسی خصلتی داشته باشد که ما نداشته باشیم , و این مسئله ممکن است از نظر آن کس نوعی برتری به حساب آید , ولی از نظر ما , آن خصلت , تنها تفاوت ساده ای بین ما واو خواهد بود .
هر کس دارای امتیازی نسبت به دیگران است , شما دارای چه توانائی هستید که دیگران ندارند ؟ مسلماً شما می توانید کارهایی انجام دهید که افراد دور و برتان قادر بر انجام آن کارها نیستند . آیا داشتن این توانائی ها , شما را برتر از دیگران می سازد ؟ یا یان که فقط به این معناست که شما می توانید کاری را بهتر از برخی از افراد دیگر , انجام دهید ؟ اگر در زندگی شما , شخصیوجود داشته باشد که شما , او را برتر از خودتان می پندارید در این صورت لازم است که بر روی اعتماد به نفستان اندکی کار کنید .

از طرف دیگر , اگر در زندگی شما کس دیگری وجود داشته باشد که شما , او را کمتر از خودتان می پندارید , بازهم لازم است به تقویت اعتماد به نفستان مشغول شوید . اما اگر شما همه ی انسانها را – چه آنهایی را که قبلاً برترین برترین ها و چه آنهایی را که کم ترین کمترین ها هستید – با خودتان برابر بدانید , در این صورت می توان گفت که سطح اعتماد به نفس شما خوب و طبیعی است . شما , در صورتی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار خواهید شد که در رقابت دائم با تنها چیزی که احساس رقابت را در شما تحریک خواهد شد – یعنی , موقعیت های دشوار زندگی را در حکم قوانین یک بازی در نظر خواهید گرفت . ( ماجرای مارتین نمونه ی خوبی از قضه ی (( رقابت با خود )) است . مارتین که در یک مغازه ی موکت بری مشغول به کار بود . مشکل او این بود که دائماً سعی می کرد در کار خودش سریعتر و بهتر از دیگران باشد , اما هرگز موفق به این کار نشده بود .

بعد از مدتی , مارتین تصمیم گرفت که فقط با خودش به رقابت بپردازد . , به همین منظور , او برای اولین بار در طول زندگی اش یک زمان سنج و دفترچه یادداشتی را با خودش به یک مجتمع ساختمانی برد که قرار بود اتاق های آپارتمان های آنجا را موکت کند . با شروع کار , مارتین با استفاده از زمان سنج , مدت زمانی را که صرف موکت کردن اتاق ها می کرد , اندازه گرفت و در دفترچه یادداشت کرد . در روز اول , موکت کردن اتاق خواب یک ساعت , هال دو ساعت اتاق پذیرای یک ساعت و ده دقیقه , و راه پله ها دو ساعت و نیم , طول کشید . روز بعد که مارتین برای موکت کردن خانه ی دیگری از خانه های همان مجتمع مراجعه کرد , بیش از هر زمان دیگری برای شروع کارش اشتیاق داشت .

به همین دلیل , او دفترچه و زمان سنج را از جیبش بیرون آورد و خیلی زود , آماده ی کار شد . هدف او این بود که کارش را خیلی سریعتر از روز قبل انجام دهد . پس از شروع به کار , بدون آن که مارتین متوجه باشد , زمان به سررعت سپری شد و او موفق شد که در مجموع , نیم ساعت زودتر از دفعه قبل کارش را پایان ببرد . بعد از آن روز , مارتین برای دست یابی به رکوردی بهتر , هر روز بر سرعت کارش افزود و با این رویه ای که در پیش گرفت طولی نکشید که او در مغازه ای

که مشغول به کار بود , به سریعترین موکت بر تبدیل شد . در مرحله ی بعد , مارتین کیفیت کارش را تا آن جا که ممکن بود بالا برد , به صورتی که در کار او و فاصله و خط بین موکت ها از نگاه بیننده اصلاً به نظر نمی آمد و موکت ها تمام حاشیه ی دیوارها را کاملاً می پوشاندند و زیبایی کار را بیشتر می کردند . بعد از این مرحله , مارتین که دیگر معروفترین موکت بر منطقه شده بود , لازم دید که به عنوان یک هدف مهم , مغازه مستقلی بری خودش باز کند , بنابراین , شروع

به پس انداز کردن درآمدهایش کرد . مارتین مصمم بود -=-که به بازی رقابت با خودش ادامه دهد , لذا , هر زمانی که پولی گیرش می آمد , با خودش عهد می کرد که هفته ی بعد , دو برابر آن را کسب کند . این گونه بود که مارتین در عرض دو سال توانست بزرگترین مغازه موکت بری شهرشان را بخرد و لازم به گفتن نیست که همراه با موفقیت او در کارش , اعتماد به نفس او نیز دو چندان شد .

( و این نبود مگر در نتیجه رقابت با خود . )
هر زمان که کسی هدفی برای خودش تعیین می کند , با دست یافتن به آن هدف , خود پنداری او تقویت می شود , این امر چه در مورد اهداف بلند مدت , چه میان مدت و چه کوتاه مدت , صادق است . اهدافی که توام با (( رقابت با خود )) هستند , بسیار سهل الوصولند , چرا که به هنگام رقابت با خود , تمام کوشش ما صرف این می شود که کاری را بهتر یا سریعتر از دفعات قبل انجام دهیم ؛

به این ترتیب , رسیدن به هدفی و تکمیل کاری , باعث احساس رضایت و تقویت ( من ) ما می شود . شما هم می توانید همانند مارتین , تمام کارهایتان را با استفاده از یک زمان سنج با سرعت بیشتری نسبت به دفعات قبل به انجام به انجام برسانید . همچنین , می توانید معیارهایی از قبیل افزایش میزان سطح آگاهی هایتان یا اطلاعات عمومی خود افزایش تعداد کارهای خیر خواهانه ای که هر هفته انجام می دهید , و افزایش نمرات ماهانه در دروس مختلف , افزایش سرعت مطالعه , سرعت در یادگیری را به عنوان انگیزه هایی برای (( رقابت با خودتان )) در نظر بگیرید .

اگرچه ممکن است شما با تلاشی که می کنید روزی به یک برسید و روز دیگری به ده , نباید نگران نباشید , زیرا اصولاً ساخت انسان چنین است که تحت تاثیر نوسانات ریتم های گوناگونی قرار دارد ( اصل ریتم ) . بنابراین , زمانی که شما با وجود تمام تلاشی که می کنید , نمی توانید به نتایج مطلوبی دست یابید , نباید احساس گناه بکنید , زیرا شما هرچه در توان داشته اید , به کار برده اید . گذشته از آن , شما همیشه تحت تاثیر نیروهایی قرار دارید که کنترل این نیروها از اختیار شما خارج است ( که ما در اصطلاح کلی این نیروها را خواست خدا , قضا و قدر , قسمت و ;. می نامیم ) . در واقع , شما فقط توان منترل بازخوردها , نگرش ها , عواطف و احساسات خودتان را دارید , نه بیشتر .

هیچ چیز در دنیا به اندازه ای احساس برنده بودن نمی توانید اعتماد به نفس انسان ها را تقویت کند . اگر شما در موقعیتی برنده باشید . اعتماد به نفستان تقویت خواهد شد . اگر شما در کسب نمره برتر کلاس بهتر از دفعات قبل عمل کنید , در این صورت احساس برنده بودن خواهید کرد . بنابراین آنچه گفته شد , اولین قدم شما برای تقویت اعتماد به نفستان , عبارت خواهد بود از انتخاب زمینه ای در زندگی که در آن خوب عمل می کنید اما قصد دارید بهتر عمل کنید .

اکنون , جهت رقابت با خودتان برای پیشبرد فعالیت مورد نظر , این پیشرفت را برای خودتان یک هدف قرار دهید . قبل از همه , مشخص سازید که وضعیت کنونی شما نسبت به آن فعالیت چگونه می توانید این وضعیت را بهتر کنید . آیا می خواهید کمیت را افزایش دهید ؟ آیا می خواهید سرعت را بالا ببریند ؟ آیا به فکر پیشرفت در کیفیت کارتان هستید ؟؟؟
سرانجام , برای رسیدن به اهدافتان , برنامه های عملی تدارک ببینید . به این منظور , همیشه تصویر رسیدن به اهدافتان رادر ذهنتان داشته باشید و با تمسک به این تصویر , تا زمان رسیدن به آن اهداف , در این مسیر گام بردارید . به این ترتیب , شما با پرداختن به رقابت با خودتان , پس از کسب موفقیت در این رقابتت , قادر خواهید شد موفق شدن و برنده بودن را برای خودتان , تبدیل به عادت کنید که نتیجه ی آن چیزی نخواهد بود , مگر افزایش اعتماد به نفس در شما .

فصل دوم – نکاتی در مورد اعتماد به نفس
1-1-اعتماد به نفس یعنی مطابق میل خود زندگی کردن
1 هرچقدر کارتان را بهتر انجام دهید خودتان را بیشتر خواهید داشت و اعتماد به نفستان نیز بیشتر خواهد شد .
4 درست در همین موقعیتی که هستید با تمام توان و امکاناتتان کار کنید .

5 شما قابلیت آن را دارید که در هر کاری که برایتان ارزشمند است خیلی خوب عمل کنید .
6 احساس رشد و پیشرفت مداوم منبع شگفت انگیزی برای ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس است .

7 داشتن توانایی زیاد و مهارت کامل در کار احساس اعتماد به نفسی تزلزل ناپذیر در شما ایجاد می کند .

8 لازمه اعتماد به نفس داشتن سلامتی کامل و انرژیی زیاد است .
9 کنترل محیط پیرامون خود را در دست بگیرید واز مثبت و سازنده بودن آن اطمینان حاصل کنید .
10 در انتخاب چیزهایی که می بینید , تماشا می کنید , می شنوید و به آنها گوش می دهید , دقت کنید . همواره تأثیرات مثبت محیط را به خود جذب کنید .
11 قابلیت کنترل محیط برای داشتن احساس اعتماد به نفس و تفکر مثبت ضروری است .

12 همیشه از قبل خود را برای داشتن واکنش مثبت و سازنده نسبت به هر مشکلی آماده کنید .
13 انتظار مثبت را به صورت یک دیدگاه در خود پرورش دهید و به خود اطمینان دهید که از هر موقعیتی می توانند نتایج مثبت و سازنده به دست آورید .
14 تحت هر شرایطی از معاشرت با افرادی که تفکر منفی دارند خودداری کنید . این افراد بزرگ ترین مخرب اعتماد به نفس و عزت نفس شما هستند .
2-1- اگر بخواهید می توانید اعتماد به نفس داشته باشید

1 انسان های دارای اعتماد به نفس تمایل به ریسک کردن دارند و کسانی که ریسک می کنند اعتماد به نفس را در خود تقویت می کنند .
2 تمرکز کامل در راستای تحقق رؤیاهایتان شور و شوق شما را افزایش می دهد و اعتماد به نفستان را بالا می برد .
3 نگویید که ای کاش زندگی بهتر از این بود . بخواهید که خودتان بهتر از این باشید .

4 اعتماد به نفس شما با این مطلب که تا چه حد احساس می کنید در تحول دنیای پیرامون خود مؤثرید رابطه مستقیم دارد .
5 هر وقت به کسی لطفی می کنید اعتماد به نفس شما به همان اندازه افزایش می یابد .
6 حرکاتتان باید نشان دهنده اعتماد به نفستان باشد . راست بایستید , سرتان را بالا نگه دارید و سرحال و شاد راه بروید . خواهید دید که احساس و هملکرد بهتری خواهید داشت .

7 کاری کنید که دیگران احساس کنند انسان ارزشمندی هستند . هرچه بیشتر در دیگران احساس ارزشمند بودن ایجاد کنید خودتان هم بیشتر این احساس را پیدا می کنید .
8 با دیگران با ملاحضه , ادب و متانت رفتار کنید تا ببینید که اعتماد به نفستان چطور بالا می رود .
9 هر عمل یا حرفی از جانب شما که باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در دیگران می شود , اعتماد به نفس خودتان رانیز بالا می برد .
10 افرادی که در اطراف خود جمع می کنید بیش از هر عمل دیگری اعتماد به نفس شما را تعیین می کنند .

11 احساس تعهد کامل در روابطتان با دیگران اعتماد به نفس و عزت را در شما به وجود می آورد .
12 پذیرش تمام عیار خود به عنوان یک انسان ارزشمند از عوامل حقیقی ایجاد اعتماد به نفس است .
13 توانایی شما در ترغیب و تأثیر گذاری بر دیگران , تعیین کننده کیفیت زندگی و میزان اعتماد به نفس شماست .
14 هر چه بیشتر بتوانید بر دیگران تأثیر بگذارید آرامش و اعتماد به نفس بیشتری خواهید یافت .
15 یادگیری صحبت کردن در جمع , اعتماد به نفس شما را به میزان بسیارزیادی افزایش می دهد .

3-1- به خود تلقین کنید که اعتماد به نفس دارید .
1 هنگامی احساس می کنید زندگی تان معنی دارد که بدانید در دنیا نقش مؤثری ایفا می کنید .
3 زندگی زنجیره ای از مشکلات است . پرسش اصلی این است که شما چگونه با مشکلات برخورد می کنید ؟

4 شما می توانید هر قابلیتی راکه برای رسیدن به هدف های مورد نظرتان به آن نیاز دارید به دست آورید .
5 استعداد و توانایی شما بیش از آن است که بتوانید در طول عمر خود تمام آن را به کار بگیرید .
7 نیروهایی در درون شماست که اگر قادر به کشف , و استفاده از آن باشید می تواند شما را به جایی برساند که همیشه آرزویش را داشته اید .
8 اگر شدیداً خواهان چیزی باشید , اعتماد به نفس و توانایی غلبه بر موانع موجود را پیدا خواهید کرد .
9 برای این که انسان مفیدی باقی بمانید و اعتماد به نفس خود را از دست ندهید , هرگز هدف های خود را از نظر دور ندارید

.
10 اگر می توانید چیزی را تصور کنید , قادر به انجام آن نیز هستید . محدودیت ها فقط در درون شما وجود دارند .
11 عادت انسان های موفق این است که در همه کارهایشان قاطعیت دارند .
12 هیچ عیبی ندارد که انسان اشتباه کند . درس گرفتن از اشتباهات است که ما را می سازد

14 تاریخ بشر حکایت انسان های معمولی است که بر ترس خود چیره شده و کارهای فوق العاده ای انجام داده اند .
15 مرتبا برای خود استانداردهای بالاتری تعیین کنید و مطمئن باشید که می توانید به آنها دست پیدا کنید .
4-1- با اعتماد به نفس می توانید بر سرنوشت خود حاکم شوید
1 با کسب آمادگی برای دور شدن از شرایط نا مساعد به منظور پیشگیری ازشکسته ها باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود .

2 اگر مایل نیستید در کار فعلی تان بهترین باشید , احتمالاً این کار مناسب شما نیست .
3 اعتماد به نفس بالا ناشی از این احساس است که بر سرنوشت خود حاکم هستید .
4 یاد بگیرید که برای رسیدن به علائق حقیقی خود تلاش کنید . این کار باعث می شود که احساس بسیار خوبی داشته باشید .

5 حوزه ای که از کار کردن در آن لذت می برید مشخص کنید و سپس تمام وقت و توانی را که در اختیار دارید صرف آن کنید .
6 لازمه اعتماد به نفس این است که شهامتش را داشته باشید که به روش خودتان زندگی کنید .
7 آماده باشید که خود را هر سال از نو بسازید . مجسم کنید که می توانید بدو ن هیچ زحمت و محدودیتی بارها از نو شروع کنید .
8 نقاط ضعف هر کسی بسیار بیشتر از نقاط قوت اوست . همیشه روی نقاط قوت خود تمرکز کنید .

9 توجه خود را روی مهمترین چیز تمرکز کنید و تا انجام کامل آن دست از کار نکشید .
10 افکارتان را روی کاغذ بیاورید . کارها را اولویت بندی کنید و همیشه از مهم ترین آنها شروع کنید .
11 اعتماد به نفس هنگامی به دست می آید که شما با حداکثر توانایی و کارایی تان کار کنید .

12 هرچه کارهای مهم بیشتری را به پایان برسانید احساس می کنید که فرد قدرتمند و مثبتی هستید .
13 به هنگام آشفتگی و تحولات سریع , مرتباً خود را با در نظر گرفتن شرایط جدید ارزیابی کنید .
14 مدام برای خود هدف های جدید و استانداردهای بالاتری در نظر بگیرید و هرگز قانع نباشید .
15 شما می توانید هر کاری را به انجام برسانید به شرط آن که شدیداً مایل به انجام باشید و آماده باشید که به مدت لازم و به اندازه کافی روی آن کار کنید .
5-1- با اعتماد به نفس به جنگ مشکلات بروید

1 تسلط بر نفس از فرمانروایی بر نفوس مشکل تر است .
2 اگر برای تغییر زندگی خود مصمم هستید , برای تغییر محیط خود نیز مصمم شوید .
3 اجازه ندهید که دیگران با اعمالشان اعتماد به نفس را از شما بگیرند .
4 راز پیروزی انسان داشتن اعتماد به نفس است .
5 شکست همان شکست خوردن نیست , شکست کاری صورت ندادن است .

6 اگر شما جز افرادی هستید که از برخورد نگاه می هراسید به این معناست که یا ریگی به کفش دارید یا اعتماد به نفستان متزلزل شده است .
7 اگر با اطمینان زندگی کنید , اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزید .
8 با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید تا در جهان پیرامونتان امکان وقوع پیدا کند .
9 ذهن ناخود آگاه شما با توجه به اینکه چگونه آن را برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

10 معیار ایمان به خود , توانایی استقامت در برابر سختی ها , شکست ها و نا امیدی هاست .
11 پیش فرض های نادرست ریشه شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
12 هرگز خودتان را دست کم نگیرید . وقتی کس دیگری از عهده کاری بر آمده باشد , به احتمال زیاد شما هم می توانید از عهده آن بر آیید .
13 نام شما زیبا ترین صوت در زندگی شماست , آن را با غرور بر زبان آورید .

14 رمز اعتمادبه نفس و شناخت صحیح , عملکرد عالی است .
15 برای کسب اعتماد به نفس و احترام به خود , توانایی شما در به دست آوردن استقلال مالی ضروری است .
بسیاری از مردم فکر می کنند دیگران با ارزش تر از آنها هستند . اما بندرت پیش می آید مردم درباره ارزشمند بودن خود صحبت کنند
در قدم اول هر یک از ما باید درباره ارزش وجودی خود تصمیم بگیریم . برای این کار سه راه وجود دارد که می توانید به خود نشان دهید داری ارزش هستید .
اولین راه ارزشمند دانستن خود براساس کیفیات خاصی است که از آن برخوردارید . هر فردی دارای جنبه هایی خاص است که از آن برخوردار است . هر فردی دارای جنبه های خاص خود است .

پایه دوم که می توانید اعتماد به نفس خود را براساس آن در نظر بگیرید اعتقادات مذهبی است .
آخرین مورد می تواند براساس این مشاهده باشد که اصولا هر شخصی که به دنیا می آید با ارزش است . همچون والدینی که با عشق به فرزندان خود می نگرند و احساس می کنند که فرزندانشان می توانند کار مثمرثمری در آینده انجام دهند . کسانی که جدای از کارهایی که انجام می دهند برای خود حقوقی دارند و وجود انسانی آنها ارزشی را برای آنها به وجود آورده است .

تعیین اهداف
یک نشانه معمول از اعتماد به نفس پایین وجود این احساسی است که لیاقت چیزی را که خواهان آن هستید ندارید . حتی ممکن است نسبت به چیزهایی که در زندگی می خواهید آگاهی نداشته باشید . از اینرو فکرکردن درباره سطوح مختلف ( خواستن ) مثمرثمر است . بعضی از چیزهایی که خواهان آن هستید ممکن است بسیار مهم باشد .
کسانی که اعتماد به نفس بسیار ضعیفی

دارند اغلب اهداف مهم و با اهمیت خود را کوچک می شمارند . آنها تمام اهداف خود را با دیده تحقیر می نگرند و نه آنها راجدی می گیرند و نه به پیگیری آنها می پردازند .
چه اهدافی دارید ؟

برای لحظه ای به خود فکر کنید و اینکه حقیقتا تمایل به انجام چه کارهایی در زندگی دارید . عملی بودن خواسته هایتان را فراموش کنید و تمام خواسته های خود را به رشته تحریر در آورید . در اینجا منظور شروع به فکر کردن درباره چیزهایی است که می خواهید بدون آنکه موانع بر سر راه انجام آن را در نظر گیرید .
راه رسیدن به هدف
یک راه برای افزایش رسیدن به هدف دریافت خواسته ها و نیازهایتان است با رسیدن به اهدافی که در سر دارید احساس خواهید کرد که بر زندگی خود کنترل دارید
اهداف خود را در یابید و سپس برای دست یافتن به آنها نقشه دقیق و منظم بکشید
تعیین اهداف یک جیزاست رسیدن به آنها چیز دیگر . دشواری کار اینجاست که با صرف انرژی برای رسیدن به یک هدف ممکن است کاری اشتباه از آب در آید یا مشکل به وجود آید . وقتی اعتمماد به نفس پایین باشد گفتن عباراتی از این نوع بسیار اغوا کننده است : ( انجام این کار خیلی سخت است – این کارها به من کمک نمی کند ) و به آسانی از کل قضیه صرف نظر می کند .

راه دیگر پاسخگویی به مشکلات آن است که با آنها مواجه شوید . مشکلات مانع پیشرفت نیستند بلکه پازلهایی هستند که با تفکر می توان آنها را حل کرد . برخوردن به مشکل به منزله شکست نیست بلکه همچون موقعیتی است که راههای دیگر پیشرفت را برای ما می گشاید . مشکلات غیرقابل اجتناب نیز موقعیتی فراراه ما قرار می دهند تا زور آزمایی در شرایط دشوار را تجربه کنیم .

پرورش اعتماد به نفس در نوجونان
از مهمترین حالات عاطفی که نقش فوق العاده ای در رشد و شخصیت نوجوانان دارد و وجودش ضروری حیات و دوام و بقای آنان است مسأله اعتمادبه نفس می باشد . روانشناسان و علمای اخلاق آن را اساس تأمین سعادت و آسایش و آرامش انسان ها ذکر کرده اند و مربیان بزرگ و بالاتر از همه ی آنها , انبیای الهی در طریق تأمین و تداوم آن , راه هایی را ارائه داده و انسانها را به کسب آن توصیه فرموده اند .
کسی که دائم دوست دارد شخص دیگری باشد , معمولاً بیش از حد خیال پرداز است و آرزو دارد که کوچک تر شده و از مسولیت های بزرگسالی خلاصی یابد . چنین فردی :

1- احساس بی ارزشی بودن می کند .
این احساس زمانی به وجود می آید که نوجوان نسبت به جلب توجه دیگران امید کمی به خود دارد , در نتیجه به ندرت در جستجوی توجه دیگران است .
2- اغلب به هنگام برخورد با وظایف مشکل یا جدید , گریه می کند .
بعضی از کودکان یا نوجوانان هنگام روبه رو شدن با وظایف دشوار , صبور نیستند و دائم مضطرب اند که چگونه آنها را انجام دهند و به همین دلیل به شدت اشک می ریزند .
3- از خود به طور منفی یاد می کند.

کودکان در هنگام صحبت در مورد توانایی هایشان غلو می کنند و اکثر والدین به شنیدن این حرفها عادت دارند اما کودکی که عزت نفس اندکی دارد ممکن است بگوید که از خودش بیزار است یا ای کاش مرده بود .
بیشتر کودکان آنقدر از نظر انرژی اشباع شده اند که به نظر می آید در حال انفجارند . اما کودکی که احساس درماندگی می کند , نشانه ای از تلاش در او دیده نمی شود .

4- نمی تواند ابهام را تحمل کند .
وقتی که به قوت تشخیص خود اعتمادی ندارد می خواهد که هر چیزی را برایش چندین و چندبار توضیح دهند . اگر موضوعی به اندازه کافی واضح نباشد , باور نمی کند که بتواند آن را درک کند و نگران پیامدهای سو تعبیر خود می شود .
5- خود ویرانگراست .

بعضی از کودکان و نوجوانان از خود بیزارند و حتی ممکن است به خودشان آسیب برسانند و این کار را معمولاً با گاز گرفتن یا خراشیدن خود شروع می کنند .
6- از نظر ظاهر , سرووضع مرتبی ندارد .
البته این مسئله در مورد کسانی که که مسائل زیادی برای فکر کردن دارند رایج است , اما می تواند علامتی باشد نسبت به اینکه فرد از فکر کردن و توجه به ظاهر خود لذتی نمی برد .
7- تصمیم گیری برایش مشکل است . این علامت دیگری است که نشان می دهد شخص به قوه تشخیص خود ایمان ندارد و نگران پیامد انتخابش است و در تصمیم گیری مشکل پیدا می کند .
8- نسبت به آینده اش بدبین است .
عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس

در ایجاد روحیه اعتماد به نفس در کودکان عوامل متعددی دخالت دارند که والدین و مربیان در این زمینه باید بسیار مراقب و هشیار باشند . آن عوامل , متعدد و برخی از آنها عبارت اند از :
1- جنبه الگویی والدین 2- ایجاد طمأنینه در نفس 3- ایجاد مهارت 4- امکان عرضه خود 5- ایجاد زمینه برای تجربه 6- حفظ سلامت او
خودداری های لازم :

والدین و مربیان در طریق ایجاد حالت اعتماد به نفس در کودکان , از ارتکاب بسیاری از اعمال که متأسفانه هم اکنون در نزد برخی از آنها رایج و مجاز است باید خودداری کنند . برخی از این موارد عبارتند از :
1- مداخله در کار کودکان :

ما نمی خواهیم سلطه والدین را منکر شویم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب کنیم بلکه مقصود ما ایناست کهاز همان اوان کودکی ضروری است کارهائی در حد توان و قدرت طفل به او بسپاریم و از او بخواهیم که مستقلاً آن کار را انجام دهد . بگذاریم فرزندمان شخصاً انجام کاری را بپذیرد بدون این که ما در آن مستقلاً مداخله کنیم . اگر نواقصی در کار ملاحظه شد بعداً می توان به او تذکر داد. آنها به این استقلال نیاز دارند : هم برای تمرین و تجربه , و هم برای ارضای جنبه استقلال طلبی خود .

2- تجاوز به حدود آنها :
با همه نیازمندی ها و دلبستگی ها , کودکان مان احساس می کنند که تنها صاحب این جهانند و سرنوشت همه ی افراد به دست آنهاست . اشیایی را به خود اختصاص داده و جایی را در خانه از آن خود می دانند .

اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده اید پاگذاری در مرز آن را کودک تجاوزبه حساب خواهد آورد . او کاغذی را به صورت هواپیما در می آورد و در آنجا قرار می دهد شما با توجه به این که آن شی بیهوده است پاره اش می کنید و کودک گمان دارد شما دل او را پاره کرده اید . تا آنجا که رعایت حقوق کودک , موجب وارد آمدن لطمه ای بر او نیست پذیرای مالکیت و آزادیش باشید .

3- انجام کار آنها : برخی از مادران و پدران برای فرزندان خردسال خود دلسوزی می کنند و کارهای او را بخصوص کار مدرسه را انجام می دهند . این کار نه تنها به امر تحصیل کودکان لطمه وارد می آورد , بلکه به شخصیت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه می زند . چنین کودکانی شدیداً به والدین خود وابسته شده و اتکای به نفس را ازدست خواهند داد .

4- تحقیرها
تحقیر کردن طفل سبب احساس بی اعتباری او خواهد شد . ما والدینی را می شناسیم که فرزندنشان متناسب با سن و رشدش کار مهمی انجام می دهد ؛ مثلاً مشق زیبایی می نویسد و یا نقاشی قشنگی را به پدر و مادر عرضه می کند . اما والدین به او نهیب می زنند که این چه مزخرفی است و با چنین تحقیری اعتماد به نفس او را می شکنند و یا بدون توجه , کار کودک را با کار خود یا دیگران مقایسه کنند و می گویند من از تو بهتر می کشم و فلان کار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقیری برای خود به حساب می آورد .

5- به رخ کشیدن نواقص :
ممکن است فرزند شما نقصی و یا نارسائی عضوی داشته باشد . او در این نقص و نارسائی مقصر نیست و اگر هم روزی اشتباه کرده و دجار چنین نقص مداومی شود نباید به خاطر آن سرزنش بشود و شخصیتش خرد و تحقیر گردد .
– دلسرد کردن : آیا می دانید سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با کودک سبب پیدایش چه دشواری و مسائلی می شود و چگونه او را از خود دلسرد و بیزار می کند
7- سرزنش بسیار

8- شکست دادن ها
” افزایش اعتماد به نفس “
بسیاری از افراد , حتی آنهایی که به نظر خوش برخورد و صمیمی می رسند , با مسئله کمبود اعتماد به نفس مواجه هستند . اما خوشبختانه گام های اولیه ای وجود دارد که می توان برداشت تا احساس بهتری نسبت به خود داشته و در مسائل اجتماعی آسوده تر باشیم .

برای دریافت اینجا کلیک کنید

سوالات و نظرات شما

برچسب ها

سایت پروژه word, دانلود پروژه word, سایت پروژه, پروژه دات کام,
Copyright © 2014 cmme2018.ir